-
تاریخ: 1401/10/24 ساعت: 12:51
گفتى مى آيى..!و ياد اخبار هواشناسى افتادم، كه لذت بارانهاى بى هنگام را مى برد گفتى مى آيى..! و ياد تمام روز هايى افتادم كه بيهوده چتر برداشته بودم Adblock test (Why?)
سلام دوباره
-
تاریخ: 1399/2/7 ساعت: 12:02
اگر پنسیلین نبود میلیونها نفراز عفونت جان داده بودند ،اگر اینترنت نبود ، از تنهایی پ.ن:آخرین پستم مال تقریبا یه سال پیشه,خودم هم باور نمیکردم اینقدر دیگهاز این وبلاگ قافل شدم,زمانی بود هر روز پست میذ
....
-
تاریخ: 1397/8/21 ساعت: 18:43
گرگ کم کم داشت به لبه پرتگاه نزدیک می شد با بدنی پر از زخم و دلی شکسته و خسته از دنیا لبه پرتگاه رسید گرگ نگاهی به عقب انداخت ولی کسی به دنبالش نیامده بود آخرین زوزه اش را کشید پریـــد همچون عقاب بلند پرواز چه زیباست خودکشی گرگ پ.ن:آدما میرن که بمونن
بالاخره تموم شد
-
تاریخ: 1397/8/21 ساعت: 18:43
دانشگاه با همه خوبی و بدی هاش تموم شد یدونه پایان نامه مونده اونم تایپ کنم بدم دیگه از شر دانشگاه راحت میشم کنکور ارشد ثبت نام کردم نمیدونم بخونم یا نخونم فقط اینو میدونم که از همه چی سیر شدم به ویژه از زندگی خیلی خسته ام خیلی بی حوصله ام خیلی دلتنگم شاید یه مسافرت ارووم کنم یه مسافرت به دور دورا و ...
مال من نشدی
-
تاریخ: 1397/8/21 ساعت: 18:43
دوست داشتم و دوسم داشتی با هم خوب بودیم و همه چیز خوب داشت پیش میرفت نمیدانم که چی شد ؟؟ جدایی را نه من میخواستم و نه تو نمیدانم کدام ناکسی دعا کرد هرکه دعا کرد دعایش مستجاب شد دلش شاید پاک بود نمیتوانم آن لبخند های شیرینت را فراموش کنم که حالا وقتی یادشان می افتم مثل خنجری در قلب شکسته ام فرو میرود...
سیمین دانشور
-
تاریخ: 1397/8/21 ساعت: 18:43
روزی اگر نبودم یک آرزویم را برآورده کن زیر لب بگو: یادش بخیر
گرگ زخمی
-
تاریخ: 1397/8/21 ساعت: 18:43
مثل گرگی زخمی شده ام همه می خواهند آخرین ماشه را بکشند و افتخار کشتنم را به نامشان کنند.
عید غدیر
-
تاریخ: 1397/8/21 ساعت: 18:43
مادرم قبل خدا نام تو را یادم داد عادت کودکی ماست علی گفتن ماهرکه آمد نجف از هیبت تو زانو زد بی سبب نیست سراسیمه زمین خوردن ما دو بیت اول حرف دلمه عشق علی از اول با من بودو خواهد بود شاید به جهنم برم ولی هیچ وقت عشق علی از سینه ام بیرون نخواهد رفت علی جان از خدا آنقدر خواست م که جوابم را نداداما میدا...
البر کامو
-
تاریخ: 1396/9/10 ساعت: 0:27
عشق برای مرد ها همچون یک زخم عمیق می ماند ؛ به همین دلیل ، بی آنکه چراییش را بدانند ، از کسی که بیشتر از همه دوست دارند ، می گریزند !آنها از این زخم می هراسند ؛ این دست خودشان نیست که بی دلیل ، همه چیز را ول میکنند و می روند ...
خسته :))
-
تاریخ: 1396/9/10 ساعت: 0:27
سیگار میکشید، لب پنجره نشسته بود... حالش ناخوش بود؛ غرقِ در فکر اونقد گیج بود که یادش رفت!! بعد از آخرین پک باید! سیگ
گاهیی
-
تاریخ: 1396/9/10 ساعت: 0:27
گاهی باید رد شد ، باید گذشت ؛ گاهی باید در اوج نیاز نخواست .. گاهی باید کویر شد و با همه تشنگی منت هیچ ابری را نکشید .. گاهی برای بودن باید محو شد ، باید نیست شد گاهی برای بودن ؛ باید نبود … گاهی باید چترت را برداری و رهسپار کوچه هایی شوی که مدت هاست هیچ رهگذری از آن عبور نکرده گاهی باید نباشی ..
ulduzsiz@
-
تاریخ: 1396/9/10 ساعت: 0:27
مواظب باشینزمین نخورین... این روزها به جای اینکه دستتونو بگیرنعکستونو میگیرن...
کیکاووس یاکیده
-
تاریخ: 1396/9/10 ساعت: 0:27
من و تیر چراغ برق دردمان یکی است شب که میشود سرمان تاریک دلمان پرنور صبح که میشود سرمان سنگین دلمان خاموش ... پ.ن:ساعت3:45 نصف شب حس خواب نیست, این پست رو دیدم خیلی به دلم نشست چون حرف دلمه
بابک خرمدین
-
تاریخ: 1396/9/10 ساعت: 0:27
بابك خرمدين: محل تولد: كليبر بلال ٱباد علت مرگ: بريده شدن دست و پايش آرامگاه: ندارد مليت: ايرانی شناخته شده: مبارزه برضد اشغال گری اعراب پس از حمله ی اعراب به ایران جنبش :رهبر انقلابی جنبش سرخ جامگان مخالفان :خلیفه عباسی ؛ مامون و معتصم هست خلیفه: اگر توبه کنی می بخشمت! بابک: گنهکاران توبه می کنند ن...
حس هیچی نیست چرا
-
تاریخ: 1396/9/10 ساعت: 0:27
حس هیچی نیست... نه حس زندگی کردن نه حس مُردن این روزا آب و هوای دوستای من از آب و هوای تبریز سردتره :((( پ.ن: بالاخره تو واسه روزهام برنامه ریزی کردم شنبه تا چهارشنبه درس و دانشگاه و پایان نامه پنج شنبه باشگاه بیلیارد دوستم چک کردن تلگرام و وبلاگ جمعه ها از ساعت 12 بامداد پنج شنبه تا ساعت 12 شب جمعه
علی بهمنی
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 0:10
باید به فکر تنهایی خودم باشم دست خودم را میگیرم و از خانه بیرون میزنیم. در پارک، به جز درخت ، هیچکس نیست. روی تمام نیمکتهای خالی مینشینیم تا پارک، از تنهایی رنج نبرد! دلم گرفته ، یاد تنهایی اتاق خودمان میافتم و از خودم خواهش میکنم، ... به خانه باز گردد...
سلامی دوباره
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 7:15
تموم شد این امتحان های ما این ترم اصلا درس نخوندم نمیدونم چرا ولی اصلا حس درس خوندن نداشتم ولی نمیدونم چجوری شد نمره ها خوب شد فکر کنم استاد ها واس خاطر اینکه طول ترم درس خون بودم و فعالیت زیادی داشتم نمره هامو دادن وگرنه اگه فقط نمره های ورقه رو حساب میکردن و اون چیزایی که من نوشتم رو صد در صد ت
شر از فاضل نظری
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 7:15
ز باغ مي برند چراغانيت کنند تا کاج جشنهاي زمستانيت کنند پوشانده اند روي تو را ابرهاي تار تنها به اين بهانه که بارانيت کنند يوسف به اين رها شدن از چاه دل مبند اين بار مي برند که زندانيت کنند اي گل گمان مبر به شب جشن مي روي شايد به خاک مرده اي ارزانيت کنند يک نقطه بيش فرق رحيم و رجيم نيست از نقطه ا
یا علی
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 7:15
زمانه بر سر جنگ است یا علی مددی کمک ز غیر تو ننگ است یا علی مددی گشاد کار دو عالم به یک اشاره توست زکار ما چه درنگ است یا علی مددی
عید فطر
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 7:15
یهویی عید فطرتون مبارک :))