دست خودم را میگیرم و از خانه بیرون میزنیم.
در پارک،
به جز درخت ،
هیچکس نیست.
روی تمام نیمکتهای خالی مینشینیم تا پارک،
از تنهایی رنج نبرد!
دلم گرفته ،
یاد تنهایی اتاق خودمان
میافتم و از خودم خواهش میکنم،
... به خانه باز گردد...
برچسب: علی,بهمنی, نویسنده: پرهام توکلی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 0:10